dream
نشسته ام توی فرودگاه
منتظرم
معلوم نیست میروم ، میمانم ، میآیم
نوک کفشهام یک طرف است
قلبم یک طرف دیگر
چمدان را میگذارم روی دستگاه
شماره پرواز هزار و سی صد و نود و هشت
مقصد جایی که سی سالگی ات آنجایی
شماره صندلی یک
بروم و بیایم
یک نگاه بیندازم و برگردم
ببینم ارزشش را داشت؟
ارزشش را دارد؟