thoughtless

ایستاده ام پشت پنجره

از همه چیز هولناک تر اینکه

به هیچ چیز فکر نمیکنم

نه به شعرهایی که توی گوشم میخواندی

نه به نوزده سالگی

نه به صحنه ی پایانی همه ی فیلمهای عاشقانه

فقط منتظرم این سیگار تمام شود

ور ایز همه چیم

حالم خوب نیست.برم بخوابم ...میدونم فردا چی میشه اما هنوز ذات آدری هپبورنی آشغالی آی بیلیو این میرکلز خودم رو دارم.


25 ام نوشت :وای.....روح آدری هپورن بود یعنی؟؟؟)

we were waiting for u

آره ، زندگی داره جلو میره مثه همین پستهای ته اسکرول هوم پیج وبلاگم که همینجور یکی یکی دارن پشت سر هم ناپدید میشن  .همینجوریه زندگی . همینجوری داره میلغزه و میره و لحظه ی الان رو خاطره میکنه . من کی اینجور بودم ؟ اینقدر رها از خاطرات ،از اشتباهام ، از خوابهام ، از شبهای تنهایی ، از موسیقی های خاطره انگیز زندگی، از فلش بک های دردناک وقت از بالکن بیرون رو دیدن  ؟؟کی بودم؟ هیچ وقت ، طول بکش لطفن ، یه میخ بکوب به گردنم ، نزار یه اینچ منحرف شه از لحظه ای که الانه و نزار رومو برگردونم سمت این 5-6 سال. همینجوری چشمهام حالشون خوبه ،چقدر اصن مردونه ست اینجوری بودن و چقدر خوبه  همزمان .دلم واسه این شیوائه تنگ شده بود ، بش تا دیروز میگفتم شیوا جدیده ، الان یادم افتاد اااا این همون شیوا قدیمیه بود ، شیوای 20 سالگی ، شیوای رها ز خویشتن و ز بندگی دیگری. ولکام بک )))

really

روزای خوش برگشتن به خود ، نوشتن برای خود ، نوشتن و سیو نکردن ، روزایی که دوباره خودت برا خودت مهم شدی .روزای غریب

cry in the silence

زن هایی هستند که قدشان بلندتر از پرده ی سینماست و از جنس فیک بودگی زنانهای سینمایی نیستند ، زنهایی هستند که آرامند ، از کنارت که میگذرند حتی رویت را هم برنمیگردانی طرفشان ، زنهایی هستند که توی زندگی زناشویی و تخت خوابی پر از اشکالند و کسی یادشان نداده چه کنند که بتوانند مردشان را نگه دارند ، زنهایی هستند که وقت خیانت شوهرانشان ، گریه و زاری نمیکنند ، لباسشان را میپوشند و دیگر پشت سرشان را نگاه نمیکنند،زنهای پر از اشکال ، زنهای زیبا و ساده ، زنهای برف روی کاجها.

پ.ن :موج سینما موزه خیلی خوب بود ، یا موج نیوشا ، یا موج چشمهای مهناز افشار ، یا موج صدای پیانو یا موج زنانگی جاری توی تک تک لحظه های فیلم ، کدومش که اینقدر من میخوام هزار بار دیگه نگاش کنم این فیلم رو، حتی شاید بشه یکی از سه تا فیلم ایرانی جهان من.